شمس الدين محمد بن محمود آملي
36
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
اختطاف نور عقل در أشعهء نور ذات ، چنان كه بواسطهء آن رابطه تميز و تصرف از بنده مسلوب گردد بحيثيتى كه محل حكم ظاهر كه تفرقه است از محل حكم باطن كه جمعست باز نشناسد و بافشا اسرار ربوبيت كه مكنون خزانه غيرتاند مبالات ننمايد و به مثل سبحانى و أنا الحق زبان انبساط دراز كند ، و بعضى گفتند عبارتست از غيبتى كه بسبب واردى قوى حاصل شود . و صحو عبارتست از معاودت قوت تميز و رجوع احكام جمع و تفرقه با محل و مستقر خود . و ذوق عبارتست از يافتن ثمرات تجلي و نتايج كشف ، و اول واردات ذوق باشد ، و بعد از ذوق شرب و بعد از شرب سكر ، و بعد از سكر صحو ، و متساكر را أهل ذوق خوانند و سكرانرا أهل شرب ، و صاحى را أهل رى . و شهود عبارتست از حضور دل و هر چه دل حاضر آنست شاهد آنست و آن حاضر مشهود اوست ، اگر حاضر حق باشد شاهد اوست ، و اگر حاضر خلقست شاهد آن . و متصوفه مشهود را شاهد خوانند بسبب آنكه هر چه دل حاضر او بود او نيز حاضر دل باشد ، و هر گاه كه لفظ شاهد بر صيغه واحد استعمال كنند مراد ايشان حق تعالى بود ، و هرگاه كه شواهد گويند بر صيغه جمع مراد خلق باشند ، و أهل شهود دو طايفهاند : اصحاب مراقب و ارباب مشاهد . و غيبت در مقابلهء شهود است ، و آن بر دو گونه است : غيبتى مذموم در مقابلهء شهود حق ، و غيبتى محمود در مقابلهء شهود خلق . و تجريد عبارتست از ترك أغراض دنيوى ظاهرا و نفى اغراض اخروى و دنيوى باطنا ، و مجرد حقيقى كسى بود كه بر تجرد از دنيا طالب عوضى نباشد بلكه باعث بر آن تقرب به حضرت بارى بود ، هر كه به ظاهر غرض دنيا را بگذارد و به باطن بدان عوضى در آجل يا عاجل طمع دارد بحقيقت از آن مجرد نگشته باشد و در معرض معاوضه و متاجره بود .